بیوتکنولوژی دارویی
1- داروهاي جديد و تأثير آنها در بهداشت و سلامت جهاني
بيوتكنولوژي، افزون بر ايجاد تحول بزرگ در توليد مواد غذايي، در زمينه بهداشت نيز تحول عظيمي ايجاد كرده است. انسولين انساني (براي درمان ديابت) اولين داروي بيوتكنولوژيك بود كه در سال 1982 به توليد انبوه رسيد و پس از آن تاريخ، بيوتكنولوژي همچنان به خلق داروهاي جديد و واكسنها ادامه داده است. اين داروها به ميليونها انساني كه در سرتاسر جهان به بيمارهاي قلبي، سرطان، ديابت، پاركينسون، آلزايمر، ايدز و غيره مبتلا هستند، كمك كردهاند. داروهايي كه از طريق بيوتكنولوژي تهيه ميشوند به مراتب كمتر از داروهايي كه از طرق شيميايي سنتز ميشوند اثرات زيانبار جانبي دارند. همچنين بيوتكنولوژي قادر به ساخت داروهاي پيچيدهاي است كه به طريق ديگري نميتوان آنها را توليد كرد. مثلاً "فعال كننده پلاسمينوژن بافتي" (دارويي كه لخته خون را از بين ميبرد)، 240 بار پيچيدهتر از تاگامت (Tagamet) ، داروي معمول زخم معده است.در هر مرحله از زندگي بشر (از ابتداي دوران جنيني تا سالهاي پيري) داروهاي جديد به كمك ميليونها بيمار آمده و موجب شدهاند كه افراد بشر طول عمر بيشتري داشته باشند و سالمتر، شادابتر و فعالتر زندگي كنند. در اوايل سده گذشته ميانگين طول عمر انسان 47 سال بود. اما كودكي كه امروزه متولد ميشود، انتظار ميرود كه تا حدود 80 سالگي عمر كند. از سال 1965، هر 5 سال به طور تقريبي يك سال به ميانگين طول عمر افزوده شده است. اين افزايش طول عمر به علت غلبه بر بيماريها از طريق كشف داروهاي جديد و ناشي از پژوهشهاي دارويي بوده است. به عنوان نمونه:
- به علت استفاده از آنتي بيوتيكها و واكسنها، بيماريهايي مانند ديفتري، سيفيليس، سياه سرفه، سرخك و فلج به طور كلي در آمريكا از بين رفته است.
- تعداد افرادي كه در همهگيري (اپيدمي) آنفلوآنزا در سال 1918 از بين رفتند بيش از تعدادي بود كه در جنگ جهاني اول كشته شدند. از آن زمان به بعد، كشف داروهاي جديد موجب كاهش ميزان مرگ و مير آنفلوآنزا و ذاتالريه (پنوموني) تا 85 درصد گرديد.
- كشف داروهاي جديد در طي 30 سال گذشته باعث شده است كه ميزان مرگ و مير ناشي از بيماريهاي قلبي به نصف كاهش يابد و 4 ميليون آمريكايي بتوانند بيشتر عمر كنند و زندگي بهتري داشته باشند.
- از سال 1965، با كمك داروها، مرگومير بر اثر آمفيزم (Emphysem) تا 57 درصد و دراثر زخم و عفونت تا 72 درصد كاهش يافتهاند.
داروها، نه تنها باعث افزايش طول عمر شدهاند، بلكه كيفيت زندگي را نيز بهتر كردهاند، با مصرف داروهاي ضد تهوع، بيماران سرطاني بهتر از گذشته ميتوانند شيميدرماني را تحمل كنند. با استفاده از داروهاي ضد لخته، بيماراني كه در خطر "پارگي رگهاي مغزي" (سكته مغزي) هستند از خطر آسيبهاي مغزي در امان ميمانند. داروهاي جديد نه تنها زندگي افراد بشر را نجات ميدهند بلكه با توسعه بهداشت و سلامت باعث صرف هزينه كمتر ميشوند زيرا مردم كمتر به بيمارستانها و درمانگاهها مراجعه ميكنند و در محل زندگي و كار خود باقي ميمانند.
بيوتكنولوژي، به ويژه با استفاده از روشهاي دي.ان.اي نوتركيب، نقش مهمي در توليد داروها و واكسنها ايفا كرده است. فروش جهاني پروتئينهاي دارويي نوتركيب در سال 1995 بالغ بر 10 ميليارد دلار بوده است و انتظار ميرود كه اين رقم در سال 2005 به 16 ميليارد دلار برسد. در حال حاضر حدود 20 پروتئين دارويي نوتركيب در بازار وجود دارد كه 60 درصد فروش آنها مربوط به 6 پروتئين دارويي ميشود. اين پروتئينهاي نوتركيب دارويي عبارتاند از: اريتروپويتين، عامل محرك كلوني گرانولوسيت، واكسن هپاتيت B، هورمون رشد انساني، انسولين و آلفا اينترفرون. در حدود 300 داروي نوتركيب براي درمان بيماريهاي مختلف به ويژه سرطان، ايدز، ناراحتيهاي دستگاه عصبي، در مراحل مختلف آزمايشهاي باليني قرار دارند. رقم برآورد شده براي اين فراوردهها 3050 ميليارد دلار تخمين زده ميشود ولي مسلماً از اين ميان تعداد اندكي به مراحل تجاري شدن خواهند رسيد.
2- روشهاي مختلف توليد داروهاي نوتركيب
در سالهاي اخير، پژوهشهاي گستردهاي براي توليد داروهاي نوتركيب از طريق حيوانات ترانسژنيك، گياهان و جانداران دريايي مورد توجه قرار گرفته است:2-1- توليد مواد دارويي و واكسنها از گياهان
گياهان،
علاوه بر آنكه از منابع مهم غذايي به شمار ميروند، تأمينكننده طيف
گستردهاي از مواد شيميايي مانند داروها، رنگها و چاشنيها هستند. اين
فرآوردهها را "فرآوردههاي ثانويه" مينامند. در طبيعت، از اين
فرآوردههاي سوختوسازي، به عنوان عوامل دفاعي گياه در مقابل بيماريها و
آفتها و نيز به عنوان مواد شيميايي جاذب حشرات و حيواناتي كه دانهها و
گردههاي گياهان را منتشر ميكنند، استفاده ميشود.
با وجود پيشرفت
روشهاي شيميايي و ميكروبي، گياهان هنوز منبع مهم تركيباتي هستند كه به
علت پيچيدگي و گراني نميتوان آنها را به طريقي ديگر توليد كرد. مثلاً هر
گرم از ضدتومورهايي مانند وينبلاستين (Vinblastine) يا وينكريستين
(Vincristine) و آلكالوئيدهايي كه از گياه "كاتارانتوس روزئوس"
(Catharantus roseus) به دست ميآيند و در درمان سرطان خون استفاده
ميشوند، 6000 دلار به فروش ميرسند. همچنين بازار مواد دارويي گياهي در
آمريكا حدود 9 ميليارد دلار برآورد ميشود.
حدود 40 سال پيش،
قابليت استفاده از كشت سلولهاي گياهي براي توليد فرآوردههاي مختلف تعيين
شد و مطالعات با ارزشي در كشورهاي ژاپن، آلمان و آمريكا صورت گرفت. روشهاي
متفاوتي مانند بهينهسازي محيط كشت، طراحي واكنشگر مناسب، تثبيت سلولهاي
گياهي، هدايت عمل انتقال مواد و غيره براي افزايش توليد اين فرآوردهها به
كار گرفته شدهاند. با توجه به ويژگيهاي سلولهاي گياهي، مشخص شده است كه
كشت بافتهاي تمايزيافته گياه (مانند بافت ريشه)، بر كشت سلولي برتري
دارد. كشت ريشههاي منتقل شده يا ريشههاي مويي امكان گسترش روشهاي تجارتي
توليد اين فراوردهها را فراهم ميكند. بزرگترين ويژگي استفاده از اين
كشتها، رشد سريع و قابليت نگهداري آنها در محيطهاي بدون هورمون و امكان
وارد كردن ژنهاي خارجي در آنهاست.
در
حدود يكسوم داروهايي كه امروزه مصرف ميشوند از گياهان به دست ميآيند.
يكي از اين داروها، آسپيرين است كه فرم آستيلدار شده نوعي فرآورده طبيعي
گياهي (اسيد ساليسيليك) است. با اين همه، باور اين است كه كمتر از 10 درصد
داروهاي گياهي شناسايي و تشخيص داده شدهاند و تكنولوژي مهندسي ژنتيك قادر
به افزايش توليد اين مواد دارويي است. به همين منظور پژوهشهاي بسياري براي
استفاده از تكنولوژي مهندسي ژنتيك براي افزايش توليد اين فرآورده در حال
انجام است.
براي بسياري از بيماريهايي كه موجب ناراحتي و يا مرگ
بشر ميشود واكسنهايي توليد شدهاند، ولي اكثر اين واكسنها براي توليد و
مصرف، گران هستند. اكثر آنها بايد در يخچال نگهداري شوند و توسط افراد
متخصص تزريق گردند كه اين امر به قيمت مصرف اين واكسنها ميافزايد. حتي
تأمين سرنگهاي لازم براي تزريق اين واكسنها امري است كه از رسيدن اين
واكسنها به نقاط محروم جلوگيري ميكند. در حال حاضر، پژوهشگران در حال
بررسي امكان استفاده از گياهان تراريخته براي توليد اين واكسنها و
پروتئينهاي دارويي هستند.
با اين روش ممكن است توليد اين مواد
ارزانتر، راحتتر و قابل دسترستر باشد. قيمت واكسنهايي كه به طرق معمول،
توليد ميشوند در حدود 100 هزار تا 10 ميليون دلار براي هر كيلوگرم است،
در حالي كه اين قيمت براي واكسنهاي توليد شده در گياهان تراريخته 1000
دلار برآورد شده است. همچنين پروتئين توليد شده در گياهان از نظر بيولوژيكي
فعال است و خطر آلودگي با مواد عفونتزا يا تبزا (Pyrogen)، سموم و
ويروسها را ندارد. واكسن بيماريهاي عفوني روده و معده در گياهاني مانند
سيبزميني و موز توليد شده است. بيوتكنولوژيستهاي آمريكايي اخيراً
توانستهاند به روش مهندسي ژنتيك موزهايي را پرورش دهند كه قابل استفاده
براي واكسيناسيون كودكان هستند؛ در پوسته بيروني اين موزها پادگن ويروس
هپاتيتB وجود دارد.
راه ديگر، توليد اين واكسنها در دانههاي
حبوبات است. به تازگي نوعي پادتن ضد سرطان در دانههاي گندم و برنج بيان
شده است كه قادر به تشخيص سلولهاي سرطاني شش، سينه و روده بزرگ است. اين
پادتن در آينده ميتواند براي تشخيص و درمان سرطان سودمند باشد. اگر چه اين
تكنولوژي هنوز در مراحل اوليه است، ولي مايه اميدي براي توليد مواد دارويي
جهت كمك به درمان بيماريها، در كشورهاي در حال توسعه ميباشد. ۲-2- توليد پروتئينهاي نوتركيب از طريق حيوانات تراريخته
صنعت
بيوتكنولوژي به طور مداوم در حال كشف روشهايي براي توليد فرآورده از
ژنهايي است كه همسانهسازي (كلون) ميشوند. استفاده از اشريشياكلي در
اوايل دهه 80، روش غالب براي توليد بود. سپس، همانطور كه توليدات ژنها
پيچيدهتر شد، سيستم كشت بافتهاي جانوري مورد استفاده قرار گرفت. هزينه
توليد هر گرم پروتئين نوتركيب از طريق كشت بافت بالغ بر 1000 دلار است؛ به
همين دليل، لزوم توسعه روش ارزانتر مورد توجه قرار گرفت.
روش
جايگزين براي توليد پروتئينهاي نوتركيب، استفاده از حيوانات تراريخته
است. با تشخيص پيشبرندههايي (Promoter) كه ژنها را در اندامهاي ترشحي
توليد ميكنند، فرآورده كلونشده ميتواند به سمت مايعات بدن مثل خون، شير،
ادرار، لنف يا بزاق هدايت شود. با يك بيوراكتور زنده، (يعني حيواني كه با
علف تغذيه ميشود)، بهاي فرآورده توليد شده بسيار كمتر از كشت بافت و خيلي
نزديك به قيمت ماده توليد شده در اشريشياكلي و مخمر است.
با پيشرفت
علم در زمينههاي زيست شناسي مولكولي، در حدود 10 سال پيش توليد حيواناتي
كه ژنهاي خارجي را در ژنوم خود حمل ميكردند، امكانپذير شد. اين ژن خارجي
را ترنسژن (Transgene) و حيوان موردنظر را تراريخته (Transgenic) ناميدند.
اين تكنيك كه ابتدا در موش و سپس در ديگر پستانداران به كار برده شد،
تكنيك موثري در پژوهشهاي زيستشناسي و پزشكي است و ميتواند كاربردهاي
تجارتي و عملي مثل توليد پروتئينهاي نوتركيب را داشته باشد.
حيوانات
تراريختة مدل، سيستمهاي خوبي براي مطالعه مكانسيمهاي بنيادي هستند كه
ژنها به وسيله آنها فيزيولوژي بدن حيوان را كنترل ميكنند. با اين روش،
متخصصان زيستشناسي مولكولي ميتوانند به بررسي تواليهاي ژني موجود و
ارزيابي اثرات جهش در حيوان بپردازند. از سيستم موش تراريخته به عنوان مدل
براي مطالعه بيماريهاي ژنتيكي استفاده ميشود. غير از موش تراريخته،
دامهاي تراريخته (گوسفند، بز، خوك و گاو) براي اين منظور توليد شدهاند.
در سالهاي اخير، استفاده از اين حيوانات به عنوان واكنشگرهاي زنده براي
توليد پروتئينهاي دارويي نوتركيب به ويژه آنهايي كه از طريق
ميكروارگانسيمهاي نوتركيب به گونهاي رضايتبخش توليد نميشوند مورد
استفاده قرار گرفتهاند.
تاكنون پروتئينهاي آلفا-1- آنتي تريپسين،
آنتي هموفيليك- فاكتورهاي IX و VIII خوني، پروتئين C، آنتيترومبين III و
هورمون رشد انساني از طريق اين تكنولوژي توليد شدهاند.
2-3- توليد مواد دارويي از طريق جانداران دريايي
محيط
دريا زيستگاه انواع زيادي از جانوران و گياهاني است كه بهعنوان بخشي از
سوخت و ساز خود، تركيبات فعال بيولوژيكي توليد ميكنند كه براي انسان بسيار
سودمندند. از ابتداي دهه 1970 پيشرفتهاي بسياري در كشف دارو از جانداران
دريايي حاصل شده است. هر چند هنوز كمتر از 1 درصد جانداران دريايي مورد
بررسي قرار گرفتهاند، ولي نشان داده شده است كه تركيبات توليد شده به
وسيله بعضي از جانداران دريايي (مانند جلبكها، اسفنجها و مرجانها) خواص
آنتيبيوتيكي، ضد ويروسي و ضد التهابي دارند. اين مواد براي درمان
بيماريهاي مختلف از جمله سرطان، بيماريهاي التهابي مانند آرتروز و آسم در
مرحله آزمايشهاي باليني هستند. به احتمال زياد، بر اثر پيشرفت روشهاي
تشخيصي، مواد ديگري كه داراي خواص ضد انگلي، محرك رشد، بالا برنده سيستم
ايمني و ترميمكننده جراحات باشند نيز شناسايي خواهند شد. انتقال ژنهاي
دلخواه از ماهيها به ميكروارگانيسمهاي غيردريايي مانند اشريشيكاكلي، براي
توليد فرآورده از طريق تخمير ممكن است روش موثرتري براي توليد مواد دارويي
باشد؛ بي آنكه به منابع طبيعي دريا نيز آسيبي وارد شود.
در
پژوهشهاي مرتبط ديگر، يكسري از گياهان دريايي و مواد استخراج شده از
آنها، خواص ضد قارچي، ضد باكتريايي، ضد ويروسي، ضد كرمهاي رودهاي و ضد
آرترواسكلروتيك (Arthrosclerotic) از خود نشان دادهاند. 3- آشنايي با بعضي از محصولات دارويي بيوتكنولوژي:
3-1- آنتي بيوتيكها:
در
سال 1929، الكساندر فلمينگ كشف كرد كه قارچي به نام پنيسيليوم نوتاتوم
(Penicillium notatum)، تركيبي توليد ميكند كه بدون آسيب به ميزبان، طيف
وسيعي از باكتريها را غيرفعال ميسازد. اين كشف، مطالعات علمي را آنچنان
برانگيخت كه توانايي بشر را در كنترل بيماريهاي باكتريايي به كلي تغيير
داد. در سايه همين مطالعات، آنتيبيوتيكهاي پنيسيلين، استرپتومايسين
(Streptomycin)، اورومايسين (Aureomycin)، كلرامفنيكل (chloramphenicol) و
تتراسايكلينها (Tetracyclines) ساخته شدند. اكنون بسياري از بيماريهاي
باكتريايي با استفاده از اين آنتيبيوتيكها تحت كنترل درآمدهاند.
ذاتالريه، سل، وبا و جذام تنها چند مورد از بيماريهايي هستند كه ديگر بر
انسان تسلط ندارند و حداقل در كشورهاي پيشرفته جهان، بيماريهاي مهمي به
حساب نميآيند.
آنتيبيوتيكها تركيبات ضدميكروبي هستند كه توسط
ميكروارگانيسمهاي زنده توليد ميشوند و توليد آنها جزء فرايندهاي
"بيوتكنولوژي سنتي" محسوب ميشود. تاكنون حدود 4000 نوع آنتيبيوتيك، توليد
شده است، ولي فقط 50 مورد آن كاربرد گسترده يافته است. ساير تركيبات
آنتيبيوتيكي به خاطر سميبودن براي انسان يا جانوران، فقدان اثر مطلوب و
يا هزينه زياد توليد، اهميت تجارتي نيافتهاند.
آنتيبيوتيكها
نخستين بار حدود سال 1945 پس از معرفي پنيسيلين، در پزشكي مورد استفاده
وسيع قرار گرفتند. به زودي آنتيبيوتيكهاي جديد دامنه كنترل ضد ميكروبي را
توسعه دادند و هماينك به شكل گسترده در پزشكي و دامپزشكي و به ميزان كمتر
در پرورش جانوران (معلوم شده است كه برخي از آنتيبيوتيكها وزن دامها و
ماكيان را افزايش ميدهند) كاربرد دارند. از برخي از آنتيبيوتيكها،
ميتوان جهت كنترل بيماريهاي گياهي و نيز به عنوان حشرهكش استفاده كرد.
نكته
مهم آن است كه صنعت آنتيبيوتيك از پيشرفتهاي بيوتكنولوژي نوين شديداً
متأثر خواهد شد؛ چرا كه اين صنعت اساساً يك صنعت مبتني بر ميكروارگانيسمها
است، عليالخصوص از آنجا كه توليد آنتيبيوتيك، سودآورترين بخش صنايع
دارويي جهان صنعتي است؛ اين نكته اهميت مضاعف خواهد يافت. امروزه از ژنتيك
ارگانيسمهاي توليدكننده آنتيبيوتيك شناخت اندكي داريم. بخشي از اين عدم
شناخت به فقدان چرخه جنسي آشكار ميكروارگانيسمها برميگردد. روشهاي جديدي
چون الحاق پروتوپلاست و روشهاي انتقال ژن، سويههاي جديدي با نيروي توليد
بيشتر، پايداري بهتر و فرآوردههاي جديد پديد آورده است. تغيير و تبديل
فرايندهاي توليد ميتواند توسط طرحهاي نوين فرمانتور كه از نظر صنعتي مورد
پذيرش بيشتري هستند نيز دنبال شود.
3-2- اينترفرونها: در
سال 1957 پژوهشگران انگليسي موادي را در بدن كشف كردند كه با مقاوم ساختن
سلولها به حمله ويروسي ميتوانند بر عليه ويروسها وارد عمل شوند. بيشتر
جانوران مهرهدار اين مواد (اينترفرونها) را توليد ميكنند و بسياري از
ويروسهاي حيواني ميتوانند با القاي سنتز حياتي (in vivo) اين مواد، نسبت
به آنها حساس باشند. حال اين سؤال مطرح ميشود كه چرا اينترفرونها،
پنيسيلينهاي آلودگيهاي ويروسي نباشند؟ علت عدم تأثير، به اين واقعيت
برميگردد كه صرفاً مقادير اندكي اينترفرون در درون سلولها توليد ميشود.
مشكل مهمتر آن است كه اينترفرونها به شكلي باورنكردني پيچيدهتر از آن
هستند كه بتوان آنها را استخراج و از پروتئينهاي سلولي جدا كرد.
اينترفرونهاي
انساني، گليكوپروتئين (پروتئينهايي متصل به مولكولهاي قند) هستند و امروزه
اعتقاد بر اين است كه در كنترل انواع عفونتهاي ويروسي، از جمله
سرماخوردگي نقش دارند. اين اينترفرونها، پتانسيل كنترل سرطان را نيز
دارند، اما توليد بسيار اندك اين تركيبات همواره مانعي در برابر شناخت وسعت
كارايي آنها بوده است.
انواع بسيار متفاوتي از اينترفرون وجود دارد كه
به گونههاي جداگانه جانوري اختصاص دارد؛ به نحوي كه اينترفرونهاي موش به
سلولهاي موش پاسخ ميدهند نه انسان و به عكس اينترفرونهاي انساني به
سلولهاي موش پاسخ نميدهند. به علاوه، ظاهراً بافتهاي متفاوت در يك گونه،
اينترفرونهاي متفاوتي ميسازند. بنابراين اينترفرون لازم براي مطالعه
انساني بايد از سلولهاي انساني استخراج شود و درست از همين جاست كه مشكل
توليد آغاز ميشود. بخش اعظم توليد اينترفرون در فنلاند، با استفاده از
لوكوسيتهاي خون انجام شده است و مقادير اندك اينترفرون توليد شده از اين
سلولها را ميتوان براي آزمونهاي باليني محدود در سرتاسر جهان به كار برد.
تاكنون مطالعات نشان دادهاند كه اينترفرونها در برابر عفونتهاي
ويروسي مقاومت ميبخشند و در واكنشهاي ايمني طبيعي بدن، حتي در غياب
ويروسها، شركت دارند. اما توانايي اينترفرونها در جلوگيري از سرطان در
جانوران آزمايشگاهي امروزه بيش از همه مورد توجه است. اينترفرونها رويكرد
جديدي در درمان سرطان ارائه ميكنند. چرا كه با حمله به سلولهاي سرطاني و
ويروسهاي دخيل در فرايند سرطان، مانع رشد اين سلولها ميشوند. همچنين آنها
ميتوانند سيستم ايمني طبيعي بدن را بر عليه سلولهاي سرطاني به كار
اندازند. اگرچه مطالعات محدود باليني پتانسيل زياد اين تركيبات را در درمان
سرطان نشان ميدهد ولي توليد اندك آنها مانعي جدي در برابر انجام
آزمايشهاي قاطع بهشمار ميرود. دسترسي بيشتر به اينترفرونها اين محدوديت
را از ميان برخواهد داشت.
در حال حاضر دو منبع براي اينترفرونها وجود
دارد. منبع نخست فيبروبلاستهاي انساني است كه با اتصال در سطوح مناسب رشد
داده ميشوند. منبع دوم روشهاي مهندسي ژنتيك است كه در اين روش ژن
اينترفرون فيبروبلاستهاي انساني را به نحوي در پلاسميد باكتري وارد كرده و
آن را سنتز كرده و سپس استخراج و تخليص ميكنند.
3-3- انسولين: ميليونها
نفر در سراسر جهان براي گريز از اثرات كشنده بيماري ديابت به تزريق دايمي
انسولين نياز دارند. انسولين از لوزالمعده خوك و گاو استخراج ميشود. مشكلي
كه در اين زمينه وجود دارد آن است كه برخي معتقدند اثرات نامطلوب
تاسفباري كه در اثر تزريق منظم انسولين رخ ميدهد، از برخي مولكولهاي
اضافي در انسولين جانوري ناشي ميشود. شايد با تزريق انسولين انساني اين
اثرات جانبي رخ نميداد.
شركت ژنتك (Genetech) كه براي توسعه تجارتي
برخي از جنبههاي بيوتكنولوژي شكل گرفته است، توانست ژن انسولين انساني را
با موفقيت به باكتري اشريشياكلي انتقال داده و به توليد ارزندهاي دست
يابد. با افزايش مقياس اين فرايند، مقادير عظيمي انسولين انساني به شكل
تجارتي در دسترس قرار گرفت.
3-4- هورمون رشد انساني: هورمون
رشد انساني، پروتئيني با 191 اسيد آمينه است كه در طي زندگي انساني توسط
لوب دروني هيپوفيز ساخته ميشود. كمبود رشد در كوتولههاي هيپوفيزي كه علت
كوتاهي قدشان كمبود هورمون رشد است، با مصرف اين دارو در دوران كودكي
ميتواند جبران شود. افزون بر اين ثابت شده است كه هورمون رشد ميتواند
براي درمان مواردي مانند شكستگي استخوان، سوختگيهاي پوستي و زخمهاي
خونريزيدهنده مورد استفاده قرار گيرد.
هورمون رشد هر گونه، مختص همان
گونه است. به همين دليل تا حدود بيست سال پيش، تنها منبع تأمين هورمون،
هيپوفيز مغز مردگان بود كه با روشي مشكل و گران استخراج ميشد و انتقال
بعضي از بيماريها، از عوارض مهم آن بوده است. در سالهاي اخير، با استفاده
از تكنيك مهندسي ژنتيك، توانستهاند اين هورمون را از طريق سويهاي از
باكتري اشريشياكلي توليد كنند. وال و همكارانش در سال 1998، توليد هورمون
رشد در مثانه موش تراريخته را مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند
كه اين سيستم ممكن است جايگزين خوبي براي توليد پروتئينهاي نوتركيب باشد.
توليد حيوانات تراريختهاي كه پروتئين نوتركيب دارويي را در شيرشان توليد
ميكنند، به سرمايهگذاري زماني قابل توجهي نياز دارد.
رابرت وال و
همكاران او، از پيشبرنده ويژه مثانه (Uroplakin) براي هدايت بيان هورمون
رشد در بافت پوششي (اپي تليوم) مثانه موش تراريخته استفاده كردند و متوجه
شدند كه اين سيستم ممكن است براي توليد پروتئينهاي نوتركيب دارويي به خوبي
جايگزين استفاده از غدد پستاني حيوان باشد. 3-5- واكسنهاي DNA:
- ايدة ژندرماني اولين بار در سالهاي 1950 و 1960 مطرح گرديد؛ زماني كه دانشمندان دريافتند كه تزريق مواد ژنتيكي به درون بدن حيوانات باعث ايجاد پاسخ ايمني ميشود. (اين عمل كاملا مستقل از واكسيناسيون بود.)
- در اواخر سال 1980، روبرت زوآگا مطالعهاي را آغاز كرد تا بتواند استراتژي ويروسها را براي انتقال DNA به داخل سلول كشف كند. اين كار در واقع منجر به توليد آنتيژن براي واكسيناسيون نيز ميشد.
- در سال 1990 شركت ويكال و محققين دانشگاه ويسكانسين دريافتند كه تزريق پلاسميد بدون هر گونه ناقل منجر به توليد يك ايمني كامل در موش ميشود.
- در سال 1993 درآزمايشگاههاي تحقيقاتي مرك اين نتيجه بدست آمد كه تزريق ژن ويروس آنفلوآنزا به درون ماهيچه موش باعث ايجاد يك پاسخ ايمني كامل ميشود.
- در سال 1995 DNA براي اولين بار براي متوقف كردن پاسخ ايمني بر عليه ويروس ايدز در انسان استفاده شد. در سال 1996 شركت ويكال موفق به ثبت يك Patent براي روش واكسيناسيون DNA شد. در همان سال مطالعات در زمينة لنفوم، آنفلوآنزا و ويروس هرپس آغاز گرديد.
در حال حاضر مطالعات در اين زمينه خيلي گسترده ميباشد. توانايي پيشرفت غيرقابل باوري در زمينه بهداشت در اين پروژه متصور است و در آينده قدرت پاسخگويي در برابر بيماريهايي نظير سرطان و ايدز با قيمت ارزان از آن انتظار ميرود. براي مثال دكتر نابل موفق به توليد نوعي واكسن DNA شده كه سيستم ايمني سلولي را در مقابل ويروس ايدز تحريك ميكند. اين امر بيانگر اهميت اين واكسن براي مقابله با ايدز است.
3-6- پادتنهاي تكدودماني (آنتي باديهاي مونوكلونال):
پادتنها، پروتئينهاي ويژهاي هستند كه بدن براي مقابله با بيماريها از آنها استفاده ميكند. پادتنها به وسيله گلبولهاي سفيد خون در پاسخ به هر مادهاي شامل ميكروارگانيسمهاي مولد بيماري كه ماده خارجي به شمار ميروند، ساخته ميشوند. پادتنها ضمن گردش در خون به اين مواد خارجي متصل ميشوند و از آسيب رساندن آنها به بدن جلوگيري ميكنند.پادتنهاي تك دودماني داراي دو ويژگي سودمند هستند: نخست اينكه، آنها بسيار اختصاصي عمل ميكنند و هر پادتن فقط به يك آنتي ژن ويژه متصل ميشود. دوم اينكه بعضي پادتنها وقتي با بروز بيماري فعال شوند به مقاومت برعليه بيماري ادامه ميدهند. به دليل صفت اختصاصي بودن پادتنهاست كه تكنولوژي توليد پادتنهاي تك دودماني بسيار پرارزش است. اين پادتنها نهتنها بهعنوان درمان براي مقاومت در برابر بيماريها مورد استفاده قرار ميگيرند، بلكه ميتوانند به تشخيص طيف گستردهاي از بيماريها كمك كنند و وجود داروها، فرآوردههاي باكتريايي و ويروسي و ديگر مواد غيرمعمول و غيرطبيعي را در خون تشخيص دهند.
به دليل كاربردهاي گسترده اين مواد، مدتهاي مديدي توليد آنها در مقادير خالص مورد توجه دانشمندان بوده است. سرانجام، در سال 1975، تكنولوژي توليد پادتنهاي تك دودماني به وسيله ميلشتين و كوهلر در دانشگاه كمبريج ابداع گرديد. براي توليد پادتنهاي تكدودماني، يك آنتيژن به حيوان آزمايشگاهي مانند موش تزريق ميگردد كه منجر به توليد پادتن در سلولهاي لنفوسيت آن ميشود. لنفوسيتها از طحال موش گرفته شده و با سلولهاي سرطاني كه ميتوانند تا بينهايت تكثير شوند امتزاج مييابند. نتيجه اين امتزاج ايجاد سلولهاي هيبريد يا دورگهاي است كه "هيبريدوما" ناميده ميشوند. اين سلولها به طور مداوم قادر به توليد پادتن هستند. اين پادتنها، پادتنهاي تكدودماني ناميده ميشود زيرا آنها تنها از يك نوع سلول به وجود آمدهاند.
پادتنها به گونهاي روزافزون ابزار مهمي در تشخيص بيماريها ميشوند. افزايش كاربرد آنها در پزشكي به قدري سريع بوده است كه تهيه ليست كاملشان ممكن نيست. اين ليست، افزون بر اينكه شامل آزمونهاي تشخيص بارداري و مشخص كردن سرطانها بوده، شامل تشخيص ويروسهاي معدهاي، هپاتيتB، فيبروز كيستي و بيماريهايي مانند ايدز نيز ميباشد كه از طريق جنسي منتقل ميشوند.
آزمونهاي مبتني بر پادتنهاي تكدودماني، ميتوانند به گونهاي طراحي شوند كه نياز به استفاده از مواد گرانقيمت نداشته باشند. آنها همچنين ميتوانند به جاي صرف چند ساعت يا چند روز كه در گذشته معمول بوده است، در طي چند دقيقه نتيجه را مشخص كنند. همچنين چون آزمونهاي مذكور بسيار حساساند، مقدار نمونهاي كه بايد از بيمار گرفته شود، اندك است. چنانكه در بعضي موارد حتي يك قطره خون براي تشخيص كافي است. بعضي از اين آزمايشها به قدري راحت و ارزاناند كه در مطب دكتر و يا حتي در خانه نيز انجام پذيرند. در عين حال، انجام آزمونهاي پيچيدهتري نيز امكانپذير است.
بهعنوان مثال، پادتنهاي تكدودماني حامل مواد راديواكتيو و يا مواد حساس به اشعة ايكس براي مشخصكردن جايگاه تومور مورد استفاده قرار ميگيرند. بنابراين، با استفاده از سيستمهاي رديابي و تصويربرداري كامپيوتري نوين، جايگاه تومور را ميتوان تعيين كرد. پژوهشهاي بيشتري براي استفاده از آنها در درمان سرطان، التهابها و نواقص سيستم ايمني در حال بررسي است.
zistshiraz.blogfa.com
سلام!